دسامبر 2012 به مدت سه روز جهان در تاریکی فرو خواهد رفت!!!!؟؟
ممکن است بسیاری از ترس بمیرند!!!!
اگر نمردند دنیایی جدید را پس از آن درک می کنند!!!!!!
پس سه روز بخوابید یا دعا کنید !!!!!!
به مسافرت نروید ... !!!
آیا از خود پرسیده اید چرا با انتشار این خبر آن هم به شیوه ای کاملا حرفه ای اقدام شد؟
ایمیل را به دقت مطالعه کنید و و سایت ناسا را نیز بخوانید آیا از آنچه ناسا ارایه کرده چنین استنباطی صورت می گیرد؟
هم ترازی خورشید و زمین با سیاهچاله یا عبور یک ستاره دنباله دار از فاصله چند میلیون کیلومتری چه ربطی به تاریکی زمین، نابودی و تحول حیات در زمین دارد؟
ببینید دوستان
از مدتها پیش یعنی دوقرن قبل که لا دینی در دنیا سرعت روز افزونی یافت، پیش بینی می شد که در سال 2000 جهان به یکسر کن فیکون شود و نیوکانت ها و نو محافظه کاران کلیسا و سایر تندروهای مذهبی مردم را در این دلهره نگه می داشتند که آخرت و قیامت نزدیک است پس به دامن دین پاک برگردید.
شعرهای بی معنی نوستروداموس که هر بیتش را می توان به هزاران شکل تعبیر و تفسیر کرد و به زمان های مختلف تعمیم داد نیز دستاویز آنان بود تا بگویند که ببینید ما فقط این حرف ها را نمی زنیم نوستراداموس هم می گوید.!!
جریان چیست؟
جهان غرب از دو قرن قبل به شدت از دین رو گردان شد و تفکرات سوسیالیست ، بنیان کلیسا را نشانه رفت، مردم دیگر حاضر به شنیدن فریادهای کهنه کلیساهای مخوف نبودند و گوش های مردم حاضر به شنیدن صدای مرگ آفرین مردان خدای نوتردام ها نبودند، کلیسا نیز فهمیده بود که تنها راه حیاتش باز کردن گوشها و ترغیب مردم به شنیدن حرفهایشاست، تنها دو راه باقی بود جنگ و ترساندن مردم ،که ابتدا جنگ را برگزیدند و جنگ جهانی اول آغاز شد.
دهها میلیون کشته حاصل تلاش کلیسا برای ترغیب مردم به دین بود اما مردم هنوز فوج فوج از دین برمی گشتند.
در این میان جامعه شناسان اروپایی و مکاتب جامعه شناختی آمریکا به شدت کنیسه های یهودی را به خاطر تناقضات موجود در زبور و تورات به سخره گرفته بودند، کلیسا به این نتیجه رسید که کنیسه و یهود سبب تحقیر دین شده اند و فرزند فاشیست خود را به جهان هدیه دادند و با وجود درگیر شدن نیمی از جهان در جنگ، دنیا نابود نشد و هم کمونیست حیات یافت و هم صهیونیست ناچارا زاده شد.
اما هیچیک آرزوی کلیسا را محقق نکرد.
دنیا در بهت جنگ اول و دوم فرو رفته بود و به نظر می رسید خدای کلیسا در مواحهه با مقاومت بشر برای ماندن در زمین شکست خورده بود، بشر حاضر نبود پا به قیامت بگذارد .
حماقت آمریکا در کشتار دهها هزار غیر نظامی و شکست ژاپن پس از ویرانی ناکازاکی و هیروشیما نیز خدای کلیسا را مجاب به نواختن صور اسرافیل نکرد.
سوسیالیم، لیبرالیسم و دهها ایسم لامذهب مهجوریت دین را بیشتر نمایان می ساخت. باید کاری کرد اما تحمیق خلق با تعالیم تحریفی که فقط مطامع نومحافظه کاران و نیوکانت ها را تامین می کرد دیگر قادر نبود انسان های آگاه را به دامن آنها رهسپار کند.
سال 2000 هدف خوبی برای ترویج ترس بود و ترانه سرا ها و خوانندگان می خواندند" سال سیاه 2000 سال سقوط ..." اما باز هم نتیجه همان بود و با اینکه دشمت اصلی خدای غرب و قطب اصلی کمونیست جهانی با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی مسیر را برای دین جهانی فراهم کرده بود اما بشر باز هم زیر بار کلیسا نمی رفت و در برابر خواست مردان خدا مقاومت می کرد.
گلیسا دست خود را در دست صهیونیست جهانی قرار داده بود و با هم معاشقه می کردند 11 سپتامبر امید تازه نیوکانت ها را برای ورود به جنگ های صلیبی جان بخشید و اعمال تندرو های اسلامی بهانه ای زیبا به دست تئوری پردازان نابودی جهان داد پس از سال 2000 پوزخند معاندان دین و پرسش آن ها از دین مداران که؛ چرا در سال 2000 دنیا نابود نشد؟ موجب شد که آن ها را به فکر وادارد و بر اساس پیش گویی ها از سال 2012 به عنوان سال نابودی جهان نام ببرند اما ....
سال 2012 نیز به پایان میرسید و لبخند ملیح معاندان دین مانند تیری بر چشم صاحبان اصلی کلیسا فرو می رفت که ناسا و یک خبر علمی به کمکشان آمد.
سرعت علم و تبادلات آن و ارتباطات دنیای جدید چنان سرعت یافته که محافل دینی کپل غرب را در تنگنا قرار داده است به گونه ای که در بازه عمر یک فرد آن ها را به پاسخ های ضد و نقیض و متعدد وادار کرده است و او به عنوان عضوی از جامعه قبل از آن که سوال قبلی را به فراموشی سپرده باشد مواجه با سوالات بی پاسخ دیگر کرده است و این سرعت حلقه تناب(طناب) را بر گردن مردان خدای غرب تنگ تر کرده است آن ها یا باید تن پروری را کنار بگذارند و از کپل خود بکاهند یا باید هجوم از دو جبهه ی معاندان خدا گریز و دهشتناک تر هجوم دین 1400 ساله را که برایشان از مرگ هم بدتر است ، تحمل کنند.
با این حال این محتضران رو به موت در دریای خروشان(متلاطم) بر هر خس و خاشاک چنگ می زنند تا شاید راه نجاتی بیابند.
شاید بپرسید پس چرا در کشور ما که مسلمان و شیعی هستیم این مطلب شیوع پیدا می کند؟
البته باید عرض کنم در تمامی کشورها دین مداران مسئول و بسیاری از مردم و سیاستمداران وجود دارند که به این اراجیف وقعی ننهاده و به خدمت انسان ها مشغولند، مطالب گفته شده بالا که به بخشی از تندرو های کلیسا و صهیونیست منتسب شده است در ارتباط با ایران و حتی کشورهای مسلمان دیگر نیز قابل بسط است، در هر جامعه ای دین مداران تند رو و خشونت طلب که عقلای جامعه را با خود همسو نمی بینند به همان راه می روند که اسلافشان در مسیحیت و یهود رفته اند که به درستی راه جنگ و ارعاب است.
علت اشاعه این مهملات نیز تصاحب خواسته ناصواب است و دلیل توفیق، وجود عوام اعم از دکتر و مهندس و بازرگان و کشاورز و ... در جماعت ایرانی و سایر مسلمانان است
پس عزیزان امروز که 20 آذر ماه است و تنها جند روز به این واقعه موهوم باقی است خود را آماده کنید تا به کسانی که این دروغ را باور کرده اند بگوییم که باید مثل همیشه منتظر شایعه بعدی باشیم
درود بر شما
شایعه عمومی . زمین سه روز در تاریکی مطلق فرو می رود.چه اهدافی دارد.
آیا زمین تا سه ماه دیگر نابود میشود؟
دانش > فضا- همشهریآنلاین:
یکی از عجیبترین نظریههایی که درباره سال 2012 وجود دارد نظریهای درباره نابودی، تخریب یا تاریکی سه روزه زمین است که به تازگی در قالب ایمیلهای مختلف که تلاش شده تاثیرگذار باشند، به همراه لینکی از وبسایت ناسا در میان کاربران اینترنتی منتشر شدهاست.
این نظریه عجیب میگوید در سال 2012 خورشید و زمین و مرکز کهکشان راهشیری، یا همان ابر قطور کیهانی میانی کهکشان با یکدیگر همتراز میشوند و آسیبهایی به زمین وارد خواهد آمد، یا به گفته این ایمیل، زمین برای سه روز در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت.
در یکی از این این ایمیلها آمدهاست: "ناسا پیش بینی کرده است که در 23-25 دسامبر 2012 (سوم تا پنجم دی 91) و در زمان تراز کائنات زمین به مدت 3 روز در تاریکی کامل به سر خواهد برد. دانشمندان آمریکایی تغییرات کائنات، خاموشی در کل کره زمین به مدت 3 روز از تاریخ 23 دسامبر 2012 پیشبینی کردهاند. این پایان جهان نیست، این هم ترازی جهان، جایی که خورشید و زمین برای اولین بار هم تراز می شوند. زمین از وضعیت کنونی که بعد سوم است به بعد صفر تغییر کرده و سپس به بعد چهارم تغییر میکند.
در این گذار جهان با تغییر بزرگی روبرو میشود و ما یک جهان جدیدی را خواهیم دید. پیش بینی شده است که این 3 روز تاریکی در روزهای 23، 24، 25 دسامبر 2012 (سوم تا پنجم دی ماه 91)خواهد بود، حفظ آرامش، در آغوش کشیدن یکدیگر، مناجات، خواب به مدت 3 روز بهترین راه حل است و آنهایی که بعد از این واقعه زنده میمانند با یک جهان نوین روبرو خواهند شد و متاسفانه افرادی که از این موضوع ترس به دل راه دهند خواهند مرد!"
در انتهای این مطلب، به منظور اثبات حقیقت ایمیل، لینکی از وبسایت ناسا آورده شدهاست، حال حقیقت نهفته در پس این نظریه و ایمیلی که برگرفته از کلیات این نظریه است، بر اساس لینکی که در خود ایمیل آمده، چیست؟
به دور از آلودگیهای نوری شهرها، مسیری درخشان به نام کهکشان راهشیری در آسمان شب قابل مشاهده است. این مسیر طاقی مانند درخشان از نور میلیونها ستارهای شکل گرفته که انسان قادر نیست هریک از آنها را به تنهایی مشاهده کند زیرا این ستارهها بر روی صفحه میانی کهکشان منطبق شدهاند. از دیگر پدیدههایی که مرکز کهکشان را اشغال کرده، ابرهای قطور گازی هستند که چشم انسان قادر به دیدن آنها نیست و تنها به شکل تودههایی تاریک که نور کهکشان را مسدود میسازند،قابل مشاهده هستند.
بزرگترین توده این ابرها از صورت فلکی ماکیان تا صورت فلکی قوس گسترده شده و معمولا با نام شکاف بزرگ (Great Rift) یا شکاف تاریک (Dark Rift) شناخته میشود.از دیگر عناصر قابل توجه و نادیده کهکشان راه شیری در صورت فلکی قوس قرار داشته و سیاهچاله مرکزی کهکشان است. مرکز کهکشان در فاصله 28 هزار سال نوری از زمین قرار داشته و میزبان سیاهچالهای است که جرم آن چهارمیلیون برابر خورشید است.
شایعات همترازی زمین در سال 2012، این دو پدیده نجومی را با موقعیت خورشید در مرکز کهکشانی در تاریخ 21 دسامبر 2012، همزمان با انقلاب زمستانی در نیمکره شمالی، به یکدیگر ربط داده و پدیدهای جدید را خلق کرده که در علم نجوم و ستارهشناسی هیچ مفهومی ندارد.
همزمان با حرکت زمین به دور خورشید،خورشید نیز نسبت به ستارههای پسزمینه در حرکت است و از این رو است که صورتهای فلکی قابل مشاهده به آرامی و متناسب با تغییر فصول، تغییر میکنند. در 21 دسامبر 2012، خورشید در موقعیت 6.6 درجه شمال مرکز کهکشانی قرار خواهد گرفت، این فاصلهایاست که به نظر میآید به اندازه ابعاد 13 ماه کامل باشد. بر این اساس گفته میشود این رویداد نجومی و ورود خورشید به درون شکاف تاریک به نوعی پیشگویی یک فاجعه به شمار رفته و یا این تصور غلط را به وجود میآورد که خورشید و زمین با سیاهچالهای که در مرکز کهکشان قرار گرفته همتراز شده و به همین خاطر کشش گرانشی سهمگینی بر روی زمین وارد خواهد آمد و یا دیگر رویدادهای عجیب و غریب، نظیر تاریکی سه روزه زمین رخ خواهد داد.
اولین مدرک علیه این نظریه این است که انقلاب زمستانی یا تابستانی به خودی خود با هیچ یک از حرکات ستارهها و یا هیچ جرم دیگری در جهان در ارتباط نیست، این رویداد تنها نشانگر دور و نزدیک شدن خورشید به قطبهای زمین است. دوم اینکه زمین در محدوده تاثیرات شدید گرانشی سیاهچاله مرکزی کهکشان قرار ندارد زیرا تاثیرات گرانشی با دورتر شدن از سیاهچاله کاهش پیدا میکنند.
زمین 149 میلیون و 668 هزار و 992 کیلومتر از خورشید فاصله دارد، و فاصله خورشید از سیاهچاله کهکشان راه شیری 165 کوادریلیون مایل (265541760000000000 کیلومتر) است. خورشید و ماه غالبترین نیروهای گرانشی بر روی زمین به شمار میروند. طی یک سال فاصله زمین تا سیاهچاله کهکشان به اندازه یک در 900 میلیون تغییر پیدا میکند و این فاصله به اندازهای نیست که بتواند در کشش گرانشی سیاهچاله بر روی زمین تغییر قابل توجهی ایجاد کند، به علاوه نزدیکترین موقعیت زمین به مرکز کهکشان در انقلاب تابستانی است، نه زمستانی.
آخرین مورد این است که خورشید در 21 دسامبر هرسال وارد بخشی از آسمان میشود که در تصرف شکاف تاریک قرار دارد. بنابراین امسال ورود خورشید به این محدوده از جهان همان تاثیرات مخرب و هراسناکی را در پی خواهد داشت که سال گذشته شاهد آن بودید! در واقع هیچپدیده غیر عادی که با وقوع همترازی زمین و خورشید و صفحه میانی کهکشان در ارتباط باشد در روزهای 21 تا 23 دسامبر رخ نخواهد داد، و اگر فاجعهای طبیعی نیز در این روزها رخ دهد، ارتباطی با موقعیت خورشید و زمین ندارد.
درباره تاثیرات ناشی از همترازی زمین و خورشید با شکاف تاریک در زمان وقوع انقلاب زمستانی در سال 2012 شایعات فراوان مختلفی به وجود آمده است که یکی از آنها در ابتدای مطلب عنوان شد. وقوع زمینلرزه، سونامی، سیل و تشدید شرایط آب و هوایی از دیگر مواردی است که وقوع آنها را به این پدید کیهانی ارتباط میدهند.
النین آخرین ستاره دنبالهداری است که از قسمت درونی منظومه شمسی ما میگذرد.طی یکسال اخیر بسیاری از مردم از رسانههای غربی خبرهایی جنجالی درباره پایان عمر زمین آن هم به شکلها و طرق مختلف شنیدهاند که از جمله آنها، پیشبینی تقویم مایاها است که درباره پایان یافتن عمر زمین در 21 دسامبر 2012 میلادی خبر داده بود ولی با گذشت مدت زمان کوتاهی مشخص شد که تمامی این پیشبینیها نادرست بوده است و جز خداوند متعال هیچکس به زمان پایان دنیا آگاهی ندارد.خبر تاریک شدن مطلق زمین به مدت 3 روز و به عبارتی خاموش شدن خورشید یکی از خبرهای جنجالی بوده که بر سر زبانها افتاده و گفته شده که تاریکی مطلق زمین را سازمان فضایی ناسا اعلام کرده است. این که چه بر سر زمینیان در این تاریکی مطلق میآید، یکی از دغدغههای فکری بسیاری از مردم شده بود. اما سازمان فضایی ناسا به تمامی این شایعات پاسخی علمی داده و این پیشبینی و شایعات را رد کرده است. دانشمندان این سازمان فضایی میگویند خبر منتشر شده از سوی ناسا را بعضیها به درستی درک نکردهاند و به همین منظور سازمان فضایی ناسا توضیح کاملتری در این باره در سایت خود منتشر کرده است که در ذیل میخوانیم. آنچه ناسا اعلام کرده این است که بزودی زمین شاهد برخورد ستاره دنبالهدار دیگری به نام النین Elenin خواهد بود اما این ستاره غولپیکر تهدیدی برای زمین محسوب نمیشود و تاریکی آنچنانی در کره خاکی ما به وجود نخواهد آورد. به گفته دانشمندان ناسا، النین آخرین ستاره دنبالهداری است که از قسمت درونی منظومه شمسی ما میگذرد. این ستاره دنبالهدار که با نام نجومی c/2010 x7 شناخته شده برای نخستین بار در 10 دسامبر 2010 میلادی توسط لئونید النین یک ناظر و ستارهشناس روسی در رصدخانهای در نیومکزیکو کشف شد. که در آن زمان فاصلهاش تا زمین حدود 401 میلیون مایل (647 میلیون کیلومتر) بود که از زمان کشف این ستاره دنبالهدار تاکنون فاصلهاش با زمین کوتاهتر شده است. نزدیکترین زمان که النین به زمین نزدیک شده در 16 اکتبر 2011 بوده که در |
اطلاعیه جدید ناسا : زمین سه روز در تاریکی مطلق فرو می رود...
سازمان فضایی ناسا پیش بینی کرده است که در دسامبر 2012(سوم تا پنجم دی) و در زمان تراز کائنات ، زمین به مدت 3 روز در تاریکی کامل به سر خواهد برد.
دانشمندان پیش بینی تغییرات کائنات ،تاریکی مطلق در کل کره زمین به مدت 3 روز از تاریخ 23 دسامبر 2012 را نموده اند.
این پایان جهان نیست ، این هم ترازی جهان ، جایی که خورشید و زمین برای اولین بار هم تراز می شوند. زمین از وضعیت کنونی که بعدسوم است به بعد صفر تغییر نمودهو سپس به بعد چهارم تغییر می نماید.در این گذار جهان با تغییر بزرگی روبرو می شود و ما یک جهان جدیدی را خواهیم دید.
پیش بینی شده است که این 3 روز تاریکی در روزهای 23، 24، 25 دسامبر 2012(سوم تا پنجم دی ماه 91) اتفاق می افتد، حفظ آرامش ، در آغوش کشیدن یکدیگر ، مناجات ، خواب به مدت 3 روز بهترین راه حل است و متاسفانه افرادی از ترس این موضوع خواهند مرد، آنهایی که بعد ازاین واقعه زنده می ماند با یک جهان نوین روبرو خواهند شد بهتر است در ماه دسامبر از مسافرت خودداری فرمایید....
از هم اکنون خوشحال باشید، واز هر لحظه عمر خود لذت ببرید و نگران نباشید
در زیر دلایلی بر رد نظریه آورده شده است که من فکر می کنم دلایلی دیگر برای سوء استفاده وجود دارد که آن را در صفحه بعد ارایه خواهم کرد،
شما را دوست دارم و به همین دلیل پس از مدتها به وبلاگم سر زدم شاید چند ماهی است که سراغی از پردیس نگرفته ام ....؟؟؟؟؟!!!!
وقتی خوب فکر می کنم علت اصلی این مطلب" که سراغی از پردیس نمی گیرم}" را از کنج دلتنگی بیرون می کشم می بینم دلم حال سر زدن به بوستانی که از هر گوشه اش بوی نشاط و سرزندگی و عشق به مشام می رسه ندارم؟
می پرسید چرا ؟
خلوت که می کنم پاسخی برای آن می یابم که در شلوغی روزگار و پیرامون سردرگم نمیتوان به آن اندیشید.
چطور می توانم به پردیس سر بزنم وقتی مردمم را اینقدر غمگین و اندوهگین مشاهده می کنم، مردمم دل نگران و اندیشناک از گرانی و سر در گریبان از آینده نا معلوم کشور نشاط خود را از دست داده اند .
به راستی که نمی توان الکی دل خوش کرد و هر روز با معرفی یک گل تازه به خود دروغ گفت که چه هوای خوبی !! چه روز دل انگیزی !
مردمان کوچه و بازار برای خود مرثیه می سرایند که شنیدی دلار شده 3500 تومان !!! و می دانند این آیه، زمزمه اهریمن مرگ است و با حسرت به دوزخ فردا پوزخند می زنند؟؟؟؟؟؟
ای لعنت به این همه پلیدی که با نام راستی دشنه بر قلب مادر می زنند و ناچاری کودک دلبند را به امید واهی فردای بهتر در سر کوچه بی سرانجام جا می گذارد و ....
امروز دادگاه های خانواده مملو از حسرت های جا مانده است و دریغ های داغ شده! امروز مادران و پدرانی کر شده ناله های فرزندان هراسان را که مادر و پدر خود را آه می کشند در هیاهوی جامعه آفت زده نمی فهمند.
امروز دیروز گمشده در شولای هیچ به سوی فردای گنگ در نوسان است و ما بهت آلود در صفحه اول کیهان نوای اهریمن را بلند می خوانیم و نمی دانیم و نمی فهمیم و نمی گوییم و نمی بینیم و نمی شنویم و فریاد بر می آوریم روح منی .... مرگ بر .... درود بر .... حق مسلم ماست.... و از هر چهار ازدواج یکی طلاق..
بدرود
شاید از خود بپرسید با وجود این که وبلاگ پردیس بالغ بر 38000 بازدید کننده را نزدیک به یکسال جذب کرده چرا به حال خود رها شده است؟
من وبلاگی دیگر را تحت عنوان فوژان دشت در پرشین بلاگ ایجاد کرده ام و اکنون در طی یکسال حدود 5000 تن از آن بازدید کرده اند وبه طور متوسط هر روز سه تا چهار متخصص چه از طریق تلفن و چه به وسیله ایمیل با من تماس می گیرند و متقابلا از تجربیات هم سود می بریم اما تا کنون کمترین مخاطب متخصصی از طریق پردیس با من ارتباط برقرار کرده است به همین دلیل بازخورد پردیس را با وجود تعداد بازدید کننده بیشتر، مطلوب ارزیابی نمی کنم و وقت کمتری را برای آن می گذارم.
دوستان عزیز
امروز هزاران نفر از مسئولین کشورهای غیر متعهد برای نشست غیرمتعهدها به کشور ما آمده اند و از قدم نامیمون آنها جز درد سر چیزی عاید من نشده و سر هر چهارراه تعدادی پلیس سبب ترافیک سنگین شده اند.
برخی از سران کشورهای به کشورم امده اند که هیچ تعهدی به اصول انسانی ندارند، صدها میلیار سرمایه کشور هزینه این نشست می شود و مردم ما باید در زیر بار تحریم ها خم شوند.
مسیر عزت مان را گم کرده ایم و به جای عرت ملت به دنبال حمایت دول هستیم آن هم از نوع اعجوج و معجوجش!؟
این چه سیاستی است که من سر در نمی آورم، یک هفته از همه فعالیت ها بازمانده ایم، برنامه پرواز کاری ام به بند عباس به هم خورده ، بانکها خدمات نمی دهند و به دلیل ترافیک، تا کرج حدود سه ساعت طول کشید تا به قرارم برسم که نرسیدم و ملاقات کاری ام کنسل شد و بی نتیجه برگشتم.
از سر دلتنگی نوشم همین و بس
تصاویر زیر در نگاه اول مثل نقاشیهای مداد رنگی به نظر میرسند. رنگهای راه راه خالص ارغوانی، زرد، قرمز، صورتی، نارنجی و سبز ترکیبی بدیع شبیه پارچه چهل تکه پدید آورده اند! این نقشهای رنگارنگ در حقیقت تصاویری از باغهای لاله Keukenhof (کوکن هوف) در هلند و در اواسط فصل رویش لالههاست که بیش از 10.000 هکتار به پرورش این گلهای حساس اختصاص داده شده است. در ماه می تمام این گلهای لاله شروع به شکفتن میکنند. گلها در اواخر اکتبر یا اول نوامبر کاشته میشوند و سپس بعد از شکفته شدن به گل فروشیها فروخته میشوند. سالانه بیش از سه بیلیون گل در اینجا رشد میکنند و دو سوم آنها بیشتر به کشورهایی مثل آلمان و آمریکا صادر میشوند.
تاریخچه پیدایش لالههای هلندی جالب است. مکانی که امروزه در هلند با نام Keukenhof شناخته می شود اولین بار در قرن 15 در میان جنگلهای دست نخورده و به صورت تپههای شنی کوچک کشف شد. این باغها از سال 1949 تبدیل به یکی از بزرگترین جذابیتهای توریستی این منطقه شدند و امروزه هم این محل بعنوان یکی از قطب های گردشگری هلند محسوب می شود. در این محل نیز بزرگ ترین زمینهای زیر کشت گلهای لاله وجود دارد. حضور در نمای باشکوهی از میلیونها گل لاله و انواع دیگر گل واقعا حس و حال بهار را به انسان میدهد. تماشای اینجا تجربه ای است که هیچگاه فراموش نمیشود. اینجا مکانی است برای پیر و جوان، دارندگان نمایشگاههای گل و تمام افرادی که میخواهند روز خوش و مطبوعی را تجربه کنند.
















































| 1 |
2
|
3
|
4
|
5
|
6
|
7
|
8
|
9
|
10
|
>>
|